رویــاهـای صـورتـی

 
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ٢:٤۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۳
 

چرا بدانمت؟!


دیدنت کفافم می دهد


چرا ببینمت؟!


شنیدنت کفافم می دهد


دیدنی و شنیدنی من


صورت و صدایت را


فرقی نیست!!!!

 

 

 


 
 
 
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۳
 

مردمان می فهمند ، مردمان ساکت و صبور می فهمند.

 

مردمان دیریست که از راز واژگان ساده من به معنای بعضی آواز ها رسیده اند.

رازی دارد این سادگی ، این رسیدن رویا....

 


 
 
 
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۳
 

عاشق شو

 

و گرنه کار جهان روزی به پایان میرسد

تعلق عشق مهم نیست مهم آن است که گل عشق در قلب تو بشکفد

بگذار عشق خاصیت تو باشد.

عشق نباید به معنای رابطه خاص تو با کسی باشد زیرا در این

صورت عشق تو یکی را به خود راه میدهد و همه جهان را از

خانه وجودت بیرون میکند.

این معامله ای خطرناک است گزینش یکی و بیرون راندن همه

جهان در حالی که همه جهان به تو تعلق دارد و تو به همه جهان تعلق داری .

هستی مدام باران عشق خود را بر تو می بارد

ناسپاسیست اگر به همه هستی تنها به خاطر یکنفر بی اعتنا باشی.

بنابراین به خورشید ؛ ماه ؛ ستارگان عشق بورز

به دریا ؛ کوه ؛ جنگل ؛ عشق بورز به آدمهاوحیوانات و پرندگان عشق بورز

 وجود خود را به عشق تبدیل کن و بگذار همه هستی محبوب تو باشد.

همین عشق است که دیندار واقعی را از آدم ریایی جدا میکند.

هنگامی که عشق تو چتر خویش را برهمه چیز و همه کس می گستراند

هنگامی که عشق تو مرز نمیشناسد

هنگامی که عشق تو در هیچ قفسی گرفتار نمی شود

هنگامی که عشق تو قید و شرط نمیشناسد

هنگامی که عشق به نحوه بودن تو در هستی تبدیل می شود

آنگاه عشق تو نیایش مدام توست

آنگاه عشق تو مراقبه ژرف توست

آنگاه عشق تو ؛ تو را آزاد میکند

تنهاعشق است که میرهاند

عشق آزادیست.

 


 
 
 
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ مهر ۱۳۸۳
 

وبعدازاین...

 

                 من فراموش خواهم شد

                                                         در پس کوچه بن بست

                                                                                           ودرازدحام برگهای مرده پائیز...