رویــاهـای صـورتـی

من
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ۳:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٦ خرداد ۱۳۸٥
 

من نه، آن منم که بودم

من نه، آن منم که هستم

من شايد ديگر نباشم



 
 
رويـــــاي کــــودکــــي
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٥
 

       

يک روز ما کودک بوديم . دستمان را زير چانه تکيه گاه می ساختيم و به قصه های مادر

بزرگ گوش می داديم .

يک روز مادر بزرگ می ميرد .

با مرگ مادر بزرگ قصه ها می ميرند .

و کودکی می ميرد .

تنها ياد می تواند قصه ها، مادر بزرگ و کودکی را جاودان کند .

بيا از دری که به چند سالگی می رود بگذريم و درست در همين سن به کودکانه ترين

 نگاه برسيم؛

زيرا که درخشانترين لحظه های زندگی ،کودکانه ترين لحظه های آن است .

يادت باشد تمام قصه های عالم از دنيای کودکی می آيند و بزرگ می شوند .

رويا ، واقعيترين حقيقت ممکن است ، شايد تو چيز ديگری بگويی .

 اما باور من اين است:

جهان را رويا های ما می سازد ...!!!




 
 
هوای گريه
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ خرداد ۱۳۸٥
 

دلت هواي گريه دارد؟؟؟

پس برو و در گوشه اي از تنهاييت گريه کن.....

ولی این را هم یادت باشد :


مگذار در لحظه هایی از زندگی ،

به خاطر کوچکترین چیزها که بزرگ می نماید در چشمانت اشک بنشیند ،

اشکها برای غمهای بزرگ و شادیهای بزرگ است .



 
 
سياه ... سفيد
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٥
 

سفيد تنها و دل‌تنگ است.

سفيد: کجايی؟ تنهام.
سياه: من اينجام؛ با تو.

 

چهار ماه بعد. سياه تنها و دل‌تنگ است.

سياه: کجايی؟ تنهام.
سفيد: اه‌اه. تو خيلی سياهی.
سياه: ولی...
سفيد: من تو «مود» نيستم. ساکت!
سياه: چی شده؟
سفيد: به تو هيچ ربطی نداره.

 

نکته: خيلی به لباس‌های سفيدتان دل نبديد. ممکن است کثيف و چرکين شوند.

شايد بشود شست‌شان، ولی بعد از مدتی می‌فهميد چرک‌مرد شده‌اند و بايد آنها

را دور انداخت.

 پس نتيجه اينکه به لباس های صورتی تان دل ببنديد،

چون صورتی چرک هم قشنگه!!!


 
 
...
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ خرداد ۱۳۸٥
 

بالاخره مشکل مخابراتی حل شد

يوهوووووووووو

پرشين بلاگ خونه دوست داشتنيمه با هيچ جای دنيا عوضش نميکنم...!!!!

 

 


 
 
تست
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳۸٥
 

هنوز مشکل مخابراتی داريم.