رویــاهـای صـورتـی

● ● ●
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٥
 

 

اولش : سخت و جدي

بعدش : راحت تر

بعدش : دوست و رفيق بازي

بعدش : کلی قرار وب لاگی

بعدش : خواندن نظرات با هیجان

بعدش : باز شدن دريچه هاي زياد رو به زندگي

بعدش : کسب کردن کلی تجربه!

سال اولش اينجوري گذشت ...


اولش : جشن یک سالگی در کنار دوستان

بعدش : پر احساس تر

بعدش : عشق و علاقه و هيجان

بعدش : لذت محض

بعدش : از بین رفتن اونجایی که توش مینوشتی و باهاش راحت بودی

بعدش : رکود ، سستي ، غم و...

بعدش : پینکی پرشین بلاگ و ۱۰۰۰ جور داستان دیگه

بعدش : تولد وب لاگهای دیگه و کلی کار دیگه

بعدش : مدیریت فنز

بعدش : يک خط در ميون ، يکي بود يکي نبود ، وقفه هاي طولاني ، چرت و پرت نویسی

بعدش : وضع يه کم بهتر شد!

سال دوم هم اينجوري تموم شد...

تا سال سوم چگونه آغاز شود.

تولد دیگری را جشن مي گيرم،  آغاز سال سوم را !

تولدت مبارک pinKy جونم


 
 
● ● ●
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٥
 

    

 بسي دل انگيز است،
كه در سال ۲۰۰۶ مجبور باشي
با انسانهايي از قرن ۱۸ ميلادي
سر و كله بزني،
وسر انجام به نفهمي متهم شوي!



 
 
● ● ●
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ مهر ۱۳۸٥
 

بیا روزهایمان را تقسیم کنیم

اينجوري بهتر است!

شنبه ها و يکشنبه ها مال من

دوشنبه ها و سه شنبه ها مال تو

چهارشنبه را حراج مي کنيم

هر که بيشتر خريد مال او!

پنجشنبه ها را عام المنفعه مي کنيم

بالاخره بايد کار نيک هم انجام داد

جمعه ها هم که تعطيل است

حسابش نمي کنيم

اينطوري بهتر است

تکليفمان با خودمان معلوم است!!!


 
 
● ● ●
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ مهر ۱۳۸٥
 

        

خوشم مياد ماه رمضون همه با هم گرسنگي مي كشند.

من به جای گرسنگی تشنگی میکشم...

آخه خوشم نمياد گرسنگي بكشم!!!


 
 
● ● ●
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ مهر ۱۳۸٥
 

سی روز
هر
روز
يک نفر را خواهم بخشيد
چشم هايم را خواهم بست
کينه هايم را دور خواهم انداخت
و فراموش خواهم کرد همه آن چه که
مرا با کينه و نفرت آشنا کرد...

Happy Ramadan