رویــاهـای صـورتـی

● ● ●
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸٦
 

نشان به آن نشان که من هیچ گاه برای هیچ چیز نشان نمی گذارم و اصولاً فرق

نشان ، نشانه و نشانی را نمی دانم !

 آن نشانه هایی که گویند خداوند در اطراف انسان مقرر کرده است تا بلکه او ایمان بیاورد

 و آگاه شود را درنیافته ام و احتمالاً آگاه هم نشده ام !!!



نشانِ نشانی ِ من ، گاه ، زن بودنم است که اوقاتی دوست دارم به کل نشانی اش

را گم کنم و به کسی هم نشانش ندهم !

نشانِ نشانی ِ من ، گاه آدم بودنم است که انگار بی نشانی اش از با نشانی بودنش

بهتر می نماید !



من هیچ گاه نشانه های زندگی را در خود نیافته ام که از نشانی زندگی با کسی سخن بگویم !

 نشانه گیری من هیچ وقت دقیق نبوده است تا لااقل مرگ را نشانه بگیرم ...

نشانه های من اصولا به جاهایی نشانده می شود که نباید !



نشان به آن نشان که من هیچ گاه برای هیچ چیز نشان نمی گذارم ،

نمی دانم چرا امروز از این نشان به آن نشان به دنبال نشانی ِ نشانه ای هر چند کوچک از

زندگی گشته ام !