رویــاهـای صـورتـی

 
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آبان ۱۳۸۳
 

وقتی بارونی چشمام تو کجایی؟

تک و تنها مونده دستام تو کجایی؟

وقتی پرپر می زنه این دل زارم

ساکت و خاموش لبهام تو کجایی؟

وقتی بی تو نازنین بی همنشین و

گوشه گیری تک وتنهام تو کجایی؟

وقتی بغض تو گلوم و گونه هام خیس

یه نوازشگرو می خوام تو کجایی؟

چشمای تو یه فانوس همیشه روشن

وقتی سوت و کوره شبهام تو کجایی؟

وقتی من با هر نفس لحظه به لحظه

تو رو عاشقونه می خوام تو کجایی؟