رویــاهـای صـورتـی

سهراب سپهری
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٥
 

If you come looking for me
Comes soft and slow
lest the fine
china of my solitude crack

اول اردیبهشت یاد آور کوچ بزرگ مردی از اهالی امروز است که با تمام افقهای باز

نسبت داشت و لحن آب و زمین را به خوبی می فهمید.

سهراب سپهری ، شاعری شوریده سر است .

 او در پی آن است تا همه را به سوی سادگی بکشاند و از پیچ و خمهای زندگی

برهاند .

او می خواهد به مردم بیاموزد که زندگی را بر خود سخت نگیرند ، ساده باشند و

ساده وار بزیند و به دور از هیاهوی بسیار برای هیچ ، به چیزی جز عشق نیندیشند .

چرا که شیفتگی خود داروی همه دردهاست.

چرا که هر کس که دچار آبی بیکران شد ، زنده است.

سروده های سهراب نوشداروی روح بیماران است .

آدمی با خواندن سروده های سهراب روان بیمارش را درمان می کند ، از خود بیخود

شده و به بیخودی می رسد .

سهراب به ما درس وارستگی می دهد و ما را از غرور و خود محوری باز می دارد و به

ما می آموزد که همه را دوست داشته باشیم .

در جهان بینی سهراب بدی پیدا نیست هر چه هست زیبایی و نیکی است ، در

دیدگاه سهراب همه چیز زیباست ، همه چیز پاک است و اهورایی و ستودنی.

 

زندگی خالی نیست :

مهربانی هست هست ، سیب هست ، ایمان هست .

آری

تا شقایق هست زندگی باید کرد .


Life is not empty

there is kindness , there are apples , there is belief and faith

! Yes , indeed

as long as there are anemones , we must live


روحش شاد و يادش گرامی

--------------------------------

 پ ن : دوستان عزيزی که لطف ميکنيد و کامنت ميذاريد لطفا برای اين پست از اشعار

سهراب استفاده کنيد.