رویــاهـای صـورتـی

شاخه
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ امرداد ۱۳۸٥
 


« شاخه ای را سخنان طلایی چراغ بیدار می کند
« شاخه ای در آبی راکد
« ترکه ای بی آینده
« نگاه آن را برمی گیرد
« سفر می کند
« سپس همه چیز از نو لَخت می شود
« و صبوری پیشه می کند
« نوسان می کند و رنج می برد.



Une branche s'éveille aux paroles dorées de la lampe
une branche dance une eau fade
un rameau sans avenir
Le regard s'en saisit
voyage
Puis,de nouveau,tout languit
patiente
se balance et souffre