رویــاهـای صـورتـی

● ● ●
نویسنده : مـــیــــم - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٦
 

شادی و نشاط و خنده

تاس ها را میریزیم

خانه ها را

چند تا یکی پیش می رویم

از نردبان بالا می رویم

ولــــی

گاهی آن وسطها

به سَر مار میخوریم

با غصه

به پایین سُر میخوریم

دو خانه مانده به آخر

دهن مار قورتمان میدهد

بازی را از سر شروع می کنیم

اما صفحه را که می بندیم

بازی یادمان میرود

با اولین نردبان مست غرور می شویم

اولین مار زندگیمان را نابود می کند

زندگی را چقدر سخت بازی می کنیم!