● ● ●

1111.jpg

سه نقطه های زندگیم

 زیاد شده اند انگار

و مدام سراغ تو را از من میگیرند

سه نقطه های زندگیم خوانده نمیشوند

فقط سه نقطه اند

و مثل غبارهای گیج

کوچک و بزرگ میشوند

سه نقطه های زندگیم

گاهی همانند سرفه

به سراغم می آیند

و هی سراغ دارو را از من میگیرند

و روی ترکهای روحم می نشینند

سه نقطه ها ... سه نقطه اند

که مرا به بازی می گیرند

و روی شناسنامه ام راه می روند

تا برسند به صفحه آخرش

سه نقطه ها فقط سه نقطه اند ...

...
...
...
سه شنبه۲۱ آذر ۱۳۸۵ / دربند
j0387170.png

/ 64 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
!!~~عشق به خدا شاهراهی به کمال~~!!

سلام .... خوبيد ؟ ممنونن که آمدی... حضورت برای من ارزشمند است .. اما اگر میتونستی بنويسی ... خيلی بهتربود .... راستی ... چرا اسمت روتو کامنت هات نمينويسی؟ حد اقل تو پرانتزکنار پينکي بنويس...!

مهرآبان

سلام آپ کردیم منتظریم زندگی سرشار از شور است پاره ایی از آن باش زندگی آمیخته به تلاش است با آن آغاز کن زندگی با اندوه همراه است درد از آن بزدای زندگی باشادی همراه است احساسش کن دریابش و تقسیمش کن زندگی بسته به آرمانهایی است بکوش تا به والاترینشان برسی زندگی مقصدی را می جوید کاشف آن باش

سحر

من شما رو لينک کردم اگه دوست داشتين منم لينک کنيد

سحر

من شمارو لينک کردم اگه دوست داشتين شما هم منو لينک کنيد

رضا

سلام و درود بر شما ...انساالله سالم تندرست هميشه در کنار خانواده محترم و همه شبتان به جشن و سرور باشد .....چون شب يلدل بلنديرين شب سال و اول زمستان ...بر شما مبارک باد ..در پناه حق ............. دلم میخوا د ماه و ستاره ها رو بریزم تو یه کیسه دونه دونه اونا را بردارم و نگاه کنم قشنگا شو جدا کنم واسه خود م بردارم بزارم جای چلچراغ قصر شیشه ایم تو آسمون بقیشو هم بدم برای بچه ها شا دی کنن و بازی کنن ستاره ها را قل بد ن و خنده ها شونو ول بد ن د لم میخوا د یه فوت کنم به د ریا مرواریدای کفشو بدزد م همشو بریزم تو یه تنگ شیشه ای بعد بزارم تو آسمون همونجا یی که یک زمون خورشید خا نوم ناز میکرد

مجی

خب ميری جايی نميخوای بيای يه اهنی يه اوهونی يه فغانی مگه من کف دستمو خوردم که بخوام بو کنم؟ حالا من دو روز کپه مرگم برده باشم نبايد شما يه حالی بپرسی نه که نبايد چه کاريه اصلا مگه نه؟

۱بیسواد

سلام نمیدونم چی بگم واقعا شرمندم کردی. فقط میگم که دل به دل راه داره. همیشه شاد باشی

عاشق

سلام شعرای قشنگتو توی يه وبلاگ ديگه خوندم و اومدم پيشت. ايکاش من هم ميتونستم به سادگی شعرای تو از معشوقم بنويسم. خيلی ساده و زيبا در مورد همه چيز مينويسی. از همه نوشته هايت بيشتر؛نوشته رمضانت را دوست داشتم. اما رمضان پايانی ندارد.همه هستی رمضان است؛اگر خوب بنگری. و همه شبها شب قدر است اگر قدرش را بدانی. ميدانی معنی رمضان چيست؟ رمضان به معنای «بارش» است. «خدايا ميدانم که هميشه در حال باريدنی؛ اما من خود را از دريافت تو محروم کرده ام ...» و همه زندگی ام؛همه زندگی ام؛ همه زندگی ام در سه نقطه آخر اين جمله خلاصه ميشود. عزيزم؛ به قول بزرگی: بعضی ها را آسمان صدا میزند که بیا و بدان که من هستم؛ و هر چه هست جز من هیچ است؛ پس ای هیچ؛ برای هیچ؛ در هیچ مپیچ. او برای من؛ تو؛ و همه عالم مهربانترین است. ایکاش قلم تو را داشتم تاآخرین قطره خونم را مرکب کنم و تا جان دارم برای او بنویسم: ن والقلم و ما یسطرون.

رضا

وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو حاضری هر چی دوس نداشت ، به خاطرش رها کنی حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری