بوی مرگ

05.jpg

بوی مرگ ، بوی کافور، بوی خاک ...

زجه های درد آلود برای جانداری که دیگر جان ندارد.

چشمانت را باز کن!

تو ، من ، چه فرقی میکند روزی گوشه ای از خاک زمین را بطور مساوی تقسیم میکنیم

و در پستوی تنهای خود آرام میگیریم.

چه فرقی میکند اول من به غسال خانه مهمان شوم یا تو پیش قدم شسته شدن توسط

مرده شور باشی.

تو و من هر دو به یک اندازه پاک می شویم و طاهر .

سنگ لحد راچنان بر سرمان میکوبند تا فشار درد پر پروازمان را در خود غرق کند تا اولین

شیر حلال خورده مان از دماغمان فوران کند.

چه فرقی میکند ابتدا تو را در قعر دفن کنند یا پیش دستی کنند و جنازه ام را مهمان

کرمهای دستپاچه خاک کنند.

آری اینچنین است برابری در برابر مرگ و ترس از نابرابر بودن اعمال در دنیای وارونه اشحام

 و درندگان انسان نما.

نگاهم به گودالیست که توسط گورکن کنده شده .گودالی که نمونه اش برایم در همین

نزدیکی ها به کمین نشسته و منتظر روزی است تا از من پذیرایی کند.

خسته ام.خسته از روزی که بر من سپری شد.

به خواب میروم.گیج و منگ به دنبال دالان مرگ می گردم.

دویدن تا رسیدن.

نابگاه خود را در محبس شستشوی مردگان میبینم.

بشویید،غسل دهید،صدایم را بشنوید.من مرده ام.نگاهم کنید.

چشمانم را باز میکنم.هنوز در تقلای نفس کشیدن.

انگار جای کنجکاوی را اکنون ترس فراگرفته.

وضو میگیرم.

قبله را میجویم و به نماز می ایستم.

برای پدربزرگ نماز میخوانم.

نماز وحشت ... !!!

j0387170.png

/ 38 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهاجر

اما خداي دل در آخرين سفر در آيينه به حز دو بيكرانه كران به جز زمين و آسمان چيزي نمانده است گم گشته ام ‚ كجا نديده اي مرا ؟ همين!!!

ستاره بانو

مريم جون تسليت ميگم

محسن

سلام مريم خانوم چرا نمی يای پرشين بدون شما بيصفاست

محسن

سلام ببين الان هم که نيستی که ازت بپرسم کار خوبی کردم تو وبلاگم جايزه گذاشتم يانه

مداد سفيد

سلام ...وبلاگ زيبايی داريد تبريک ميگم ...خوش باشيد

يک دوست از راه دور

امروز کمی ناراحت بودی،وقتی حرف می زدی من تلاش می کردم همه ناراحتي های تورادر خود فرو ببرم....نمی دانم من تا چه حد موفق بودم... اما جدا از اين آرزو دارم موفق باشی.

رويا

عرض ادب و تسليت ! آروم و بیصدا !